روایتی خواندنی از داستانهای ایران باستان
“داستانهای ایران باستان” مبتنی بر آثار اوستایی، فارسی باستان، پهلوی، پارتی و سغدی با قلم شیوا و داستانپردازی هنرمندانه احسان یارشاطر، ایرانپژوه نامی ایرانزمین، به یاری “نشر قلمکده” منتشر شد.
احسان یارشاطر کوشیده است تا در این اثر دیگر بار، ما را فرصتی بیافریند تا همراه با آرش کمانگیر، رستم و داریوش بزرگ و… آیینها و باورداشتهای ایرانیان باستان را به کنکاش بنشینیم؛ دلاوریها و نامآوریهای نیاکانمان را به یاد آوریم و مفاخرانه، تاریخ کهن سرزمینمان را که از ریشههای فرهنگی غنیمان سخن میگوید؛ به دیگر نسلها پیشکش کنیم؛ میراثی که در پدیداری آن رستمها و آرش کمانگیرها، جانفشانیها کردهاند تا فرّه ایزدی ایرانیان را پاس دارند؛ چنانکه بر کتیبههای مانای داریوش بزرگ و اردشیر بابکان، این مهم، نقش دوام یافته است.
احسان یارشاطر در کتاب”داستانهای ایران باستان” با بیانی فصیح، آیین اهورایی ایرانیان را در قالب داستانهای کهن و به نثر امروزی، به تصویر میکشد؛ آیینی که در آن مردمان ، پیرو راستی و نیکی باشند و از زشتی و بدی بپرهیزند؛ آنگاه که برای نیل بدین مقصود، هرمزد، دادار بزرگ، نگاهبانی چون جمشید، پادشاهی بنیانگذار را به یاری مردمان برگزید تا آیین راستی را و پاکی را در جهان استوار سازند.
حضور قهرمانان و پهلوانان در داستانهای اساطیری، باستانی و تاریخی ایران زمین ، نبردهای پیاپی هرمزد و اهریمن، نور و ظلمت، خیر و شر، گویی تجربه هر روزه زندگی بشری ماست که در گردشی ابدی، معنا و محتوایی از آنِ خود یافته و در قالب این داستانها، در زمانی کیهانی و بیکرانه، در آیینه روزگاران ما، به تصویر درآمده است تا همرنگ غمها و شادیها، فرازها و فرودهای رخدادهای ایرانیان، از دیرباز تا کنون، رویاهایمان را و آرزوهایمان را رقم زنیم….
این کتاب ما را فرصتی میآفریند تا در ضمن یازده داستان جذاب و خواندنی، با هر سن و سالی و با هر کولهباری از تجربه و دانستههایی از تاریخ باستانی ایران، با شخصیتهای اسطورهای، تاریخی و آرزوها و دغدغههای پهلوانان نامی ایرانزمین، آشنا و همصدا شویم و همگام با فرشته باران و دیو خشکسالی، داستان آفرینش و عمر گریزنده را در سرنوشتی مشترک به تامل بنشینیم و باور کنیم که: فریدون فرخ فرشته نبود/ ز مشگ و ز عنبر سرشته نبود/ به داد و دهش یافت این نیکویی/تو داد و دهش کن فریدون تویی…

