ایران تا ۲۰ سال آینده چنان پیر می‌شود که قادر به تأمین نیروی انسانی خود نیست

شفقنا اقتصادی _ نائب رئیس انجمن اقتصاددانان ایران با اشاره به مشکلات جمعیتی، یکی از علل ریشه ای آن را در افزایش بارتکفل و تحدید سفره خانوار دانست.

به گزارش شفقنا اقتصادی به  نقل از تسنیم، پرویزیان نائب رئیس انجمن اقتصاددانان ایران و دکترای علوم اقتصادی با گرایش اقتصاد پولی است. وی معتقد است که ریشه اصلی مشکلات جمعیتی، بحرانی بسیار جدی‌تر از مشکلات امروزی اقتصادی، ریشه در همان مفهوم ساده افزایش بارتکفل و تحدید سفره خانوار دارد.

وی با اشاره به طرح‌های حمایتی برای کمک به حل مشکلات جمعیتی بر این باور است که طرح‌های حمایتی بدون حل معضلات اقتصادی برای مشکلات جمعیتی پاسخگو نیست.

نائب رئیس انجمن اقتصادادان ایران معتقد است که در دهه‌های گذشته احتمالاً حکمرانی اقتصادی، کمترین قیمت یا هزینه را برای توسعه فرزند آوری پرداخته است. به بیان دیگر بخشی از کوتاهی‌ها در بحث فرزندآوری به گذشته مربوط است.

این اقتصاددان همچنین هشدار می دهد که ایران تا ۲۰ سال آینده جامعه ای پیر خواهد بود و قادر به تأمین نیروی انسانی خود نخواهد بود. بدون انجام اقدامات اساسی و حل مشکلات اقتصادی باید منتظر چنین فرجامی بود. اگر مشکلات جمعیتی حل نشود ناچار خواهیم بود به استقبال از مهاجران کشورهای و اعطای تابعیت تشویقی به آن‌ها برویم.

وی با اشاره به مشکلات اقتصادی که بخشی از آن نیز به عوارض ناشی از گسترش کرونا مربوط است، تأکید دارد باید باور کنیم با حل مشکلات اقتصادی، جوانان خود برای رفع مشکلات غریزی و عاطفی، مشتاق ازدواج و ثبات خانواده بی‌شک منجر به افزایش نرخ زاد و ولد و جمعیت خواهد شد.

دیگر نظرات پرویزیان را در ادامه می‌خوانید.

  • از سال‌ها قبل نسبت به بارتکفل و تحدید سفره خانوار هشدار داده شده بود ولی جدی گرفته نشد
  • نرخ رشد جمعیت کشور در وضعیت بسیار نگران کننده ای قرار دارد

مشکلات اقتصادی چه رابطه ای با مشکلات جمعیتی دارند؟

بی‌تردید مهم‌ترین مسأله امروز کشور، اقتصاد و مهم‌ترین مشکل اساسی اقتصادی، تورم است. اما بیش از چند دهه تداوم تورم دو رقمی، رشد اقتصادی صفر در یک دهه گذشته، وخامت شدید تورمی در چند سال اخیر و البته نرخ بیکاری آشکار و پنهان، به طور قطع آثار مخرب اجتماعی و فرهنگی به بار آورده است.

مهمترین و نخستین اثر چنین مشکلاتی، خود را در سفره خانوار نشان می‌دهد. همگان یقین دارند بیکاری همراه تورم لجام گسیخته، موجب تحدید سفره خانوار و مهمتر از آن، افزایش بار تکفل در جامعه می شود.

سال‌های گذشته اقتصاددانان و جامعه شناسان اقتصادی نسبت به مضرات افزایش بارتکفل هشدار دادند اما گویا برنامه ریزان و کارشناسان دولتی و قانون گذاران و مسئولان ارشد، چندان داستان را جدی نگرفتند و یا در اولویت ندانستند. امروز نیز گویا قرار نیست درک کنیم ریشه اصلی مشکلات جمعیتی، بحرانی بسیار جدی‌تر از مشکلات امروزی اقتصادی، ریشه در همان مفهوم ساده افزایش بارتکفل و تحدید سفره خانوار دارد.

موضوع بسیار ساده است، نرخ رشد جمعیت کشور در وضعیت بسیار نگران کننده ای قرار دارد. با آنکه پنجره جمعیتی باز است و باید از این پنجره استفاده کرد اما نرخ رشد واقعی جمعیت، گویای وخامت اوضاع این متغیر به ظاهر اجتماعی و فرهنگی است.

  • قوانین حمایتی صداوسیما در پخش تبلیغاتی با بازنمایی خانواده با جمعیت زیاد

بار تکفل چیست؟

بارتکفل یعنی فرزندان قادر به یافتن شغل و درآمد حداقلی برای تامین خود نیستند و در نتیجه قادر به ازدواج و استقلال نخواهند بود. جامعه ای که روزگاری یک فرد ۵۰ ساله نوه خود را در آغوش می‌گرفت، امروز شاهد همچنان زندگی فرزند چهل و اندی ساله در خانه پدری است؛ و آیا از این نسل وامانده در خانه پدری، انتظار افزایش جمعیت دارید؟ مگر قادر به ازدواج و استقلال از خانواده و شروع زندگی است تا او را ترغیب به فرزند آوری کنید؟

  • طرحهای حمایتی افزایش جمعیت بدون حل مشکلات جمعیتی پاسخگو نیست

طرح‌های حمایتی که در خصوص افزایش جمعیت است را کافی می دانید؟

در برخی حوزه‌ها حرکت‌هایی صورت گرفته و از روش‌های تشویقی و حمایتی نیز استفاده می‌شود، ولی از خود بپرسیم، واقعاً چقدر این روش‌ها بدون حل مشکلات اقتصادی راهگشاست.

کافی است به طرح جوانی جمعیت مراجعه کنید. مثلاً در یکی از بندها تاکید شده است که صدا و سیما باید از پخش تبلیغات حاکی از خانواده کم جمعیت خودداری کرده و در صورتی که تبلیغات بنگاه‌ها بیانگر خانواده با سه فرزند یا بیشتر باشد، تا چندین درصد زمان پخش بیشتر به این تبلیغ هدیه کنند.

به راستی در این اندیشه ایم که بیینده صدا و سیما، با مثلاً دیدن یک تیزر ۴۰ ثانیه ای یک نوع سس خاص برای سالاد، درصورت دیدن سه فرزند در این خانواده حاضر در تبلیغ، مصمم به افزایش موالید خواهد شد؟ آیا از خود نمی‌پرسد چگونه اصلا ً ازدواج کند تا به سه فرزند و بیشتر فکر کند؟ ضمن احترام به همه همکاران رسانه ای خود وارد بحث تاثیر گذاری چنین برنامه‌هایی حتی در قالب‌های غیر تبلیغی نمی‌شوم.

در بخشی دیگر از این طرح بر تدریس اصول تنظیم خانواده در مدارس و دانشگاه‌ها تاکید شده است. به راستی شما به تاثیر نظام آموزشی بر افزایش زاد و ولد اطمینان دارید؟

برای مثال آیا فقط یک درصد از کل دانش آموزان پس از ۷ سال خواندن دروس عربی و نیز انگلیسی در مدارس، قادرند چند جمله ای حتی دست و پا شکسته، به زبان عربی یا انگلیسی تکلم کنند؟ آیا همه تحصیل‌کردگان رشته مطالعات خانواده در دانشگاه قادر به یافتن شغلی با درآمد حتی نیمه مکفی شده اند؟

به راستی کسانی که طرح غربالگری جنین برای پرهیز از تولد فرزندان دارای سندرم داون را زیر سوال برده، برای افزایش جمعیت خواستار لغو چنین غربالگری شدند، مفهوم واقعی فاصله اطمینان آماری که سال‌های نخست پزشکی دوره علوم پایه، در درس آمار حیاتی خواندند را به خوبی به یاد دارند؟ باور بفرمایید اگرچه افراد دارای سندرم داون بسیار برای جامعه عزیزند اما نادیده گرفتن اصول علمی آمار و احتمالات و چشم خود را بستن به مشکلات خانواده‌هایی که فرزند داون دارند و افزایش اندک و البته احتمالی جمعیت دارای سندرم داون مشکل اصلی جمعیتی کشور را نه تنها حل نمی‌کند بلکه افزایش می‌دهد. جامعه به افزایش نیروی انسانی سالم، فعال و مولد نیاز دارد نه صرفاً یک عدد جمعیتی که بخشی از آن دارای سندرم داون باشد.

به راستی باور دارید با طرح جوانی جمعیت خودروسازان و اعطای رانت یک دستگاه خودرو به مادران با شرایط خاص، جمعیت افزوده خواهد شد؟

  • لازمه ازدواج حداقل امکانات اقتصادی است

گویا فراموش کرده ایم ازدواج ساده‌ترین و سالم‌ترین راه پاسخ گویی به غرایز سرکش انسانی و مطمئن‌ترین راه پوشش عاطفی و روانی برای جوانان است و خود جوانان نیز این مسیر را حداقل از روی غریزه بلدند اما از خود نمی‌پرسیم چرا به ندای غریزی و روش مطمئن رفع نیاز خود گوش نمی‌دهند؟ عده ای گویا نمی‌خواهند به یادآورند نیاز ذاتی جوانان میل پیوسته و هدفمند به سمت ازدواج دارد البته اگر قیود ضمنی این معادله ساده برقرار باشد. قیود ضمنی این معادله بسیار ساده محاسباتی، چیزی جز حداقل امکانات اقتصادی نیست.

یک پرسش از مسئولان اقتصادی کشور در این ارتباط دارم. مگر توان تأمین امنیت غذایی، رفع مشکلات اقتصادی به ویژه کنترل تورم و ایجاد زمینه‌های شغلی برای همین جمعیت فعلی را اثبات کرده اید که جامعه از اداره کلان جمعیت ۱۵۰ میلیون نفری مطمئن باشد؟

آمارها در این خصوص چه می‌‌گویند؟

براساس جدیدترین داده‌های وزارت تعاون ،کار و رفاه اجتماعی، سرانه خط فقر برای سال ۱۴۰۱ به‌طور متوسط در کل کشور ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است. شاید این عدد کوچک باشد اما رقم خط فقر برای هر خانوار چهارنفره به حدود ۷.۷ میلیون تومان برآورد شده است،‌ یعنی بیش از یک‌سوم جمعیت کشور در زیر این خط قرار دارند. البته در کلان‌شهر تهران دارای بیشترین تراکم جمعیتی، خط فقر برای خانوار چهارنفره و سه‌نفره حدود ۱۴.۷ و ۱۱.۹ میلیون تومان برآورد شده است. بماند که برخی محاسبات حاکی از خط فقر ۱۸ میلیون تومانی است. ارقامی که از نگاه برخی کارشناسان قابل قبول و از دید برخی دیگر غیر قابل قبول است. کسی که دچار فقر مطلق است، فارغ از وضعیت بقیه جامعه، قادر به تامین حداقل نیازهای اساسی در زندگی نیست. طبق اعلام وزارت رفاه در سال ۱۴۰۰ نرخ فقر به ۳۰.۴۴ درصد رسیده که در مقایسه با سال ۱۳۹۹، اندکی کاهش و بهبود نشان می‌دهد؛ اما همچنان نزدیک به ۲۶ میلیون نفر از جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند. مطابق همین آمار وزارت رفاه، اگرچه سال گذشته حدود ۷۰۰ هزار نفر از جمعیت فقرا کم شده است، اما به نظر نمی‌رسد از شکاف فقر کاسته شده باشد، و اگر البته به آن اضافه نشده باشد. به عبارت دیگر، وضعیت فقرا (افراد زیر خط فقر) به‌طور متوسط نسبت به سال گذشته بهبود نیافته و فقرا نتوانستند فاصله خود با خط فقر را کمتر کنند.

* مشکلات اقتصادی یعنی فقر ناشی از تورم و بیکاری تعمیق یافته اند و با پول پاشی از بین نمی‌روند

* پول پاشی در نهایت منجر به تورم بیشتر یعنی فقر حقیقی و اختلاف طبقاتی بیشتر خواهد شد

یعنی ۲۶ میلیون نفر توان تامین کالری مورد نیاز خود را نیز ندارند. در این بین گروهی که در خط فقر نسبی قرار می‌گیرند، اگرچه قادر به تامین کالری مورد نیاز خود هستند اما با میانگین جامعه فاصله زیادی دارند. اگرچه نمی‌توان این آمار را با قاطعیت قبول کرد، اما آمار تأمین مسکن خانوارها و کاهش میزان مصرف کالاهای بادوام نشان می‌دهد این ارقام می‌تواند با واقعیت نزدیک باشد. توجه کنید که اثر فقر و شدت آن در دهک‌های پایین متفاوت است. حال به نظر شما ارقام حق مسکن در فیش حقوقی خانوار ساکن تهران بیش از یک شوخی است؟

ممکن است برخی با هر نوع استدلال و تشکیک آماری، نرخ‌های خط فقر را زیر سوال ببرند اما واقعیت داستان حاکی از تعمیق مشکلات اقتصادی یعنی فقر ناشی از تورم و بیکاری است که با پول‌پاشی از بین نمی‌رود. پول
پاشی در نهایت منجر به تورم بیشتر یعنی فقر حقیقی و اختلاف طبقاتی بیشتر خواهد شد. کاهش مصرف کالری
طی سه سال گذشته براساس داده‌های هزینه درآمد خانوار نیز بیانگر حقایقی جدی است. کافی است به نرخ تورم گروه‌های کالایی دقت کنید که تورم این گروه کالاها ارقامی خیره کننده و بیش از ۷۰ درصد است. این ارقام در مناطق روستایی و استان‌های کمتر برخوردار، بیشتر قابل توجه است.

  • بخشی از مشکلات فعلی اقتصادی ناشی از عوارض اقتصادی گسترش بیماری کروناست
  • روند بلند مدت اقتصادی بیانگر همبستگی جدی بین نرخ تورم و گسترش فقر است

چطور می‌توان از جامعه ای درگیر فقر و مشکلات اقتصادی انتظار افزایش نرخ زاد و ولد داشت؟

البته همه داستان چند سال اخیر شاید قدری نیز ریشه در گسترش بیماری کرونا و عوارض اقتصادی آن نیز داشته باشد اما روند بلند مدت اقتصادی بیانگر همبستگی جدی بین نرخ تورم و گسترش فقر است و شما از جامعه چنین درگیر فقر و مشکلات اقتصادی چگونه انتظار افزایش نرخ زاد و ولد دارید.

اجازه دهید خود بر این استدلال از طرف گروهی دیگر از محققان یا صاحب نظران مسائل اجتماعی و فرهنگی ایراد سوال کنم به این نحو که تشکیل خانواده و رفع حوائج بشری فراتر از صرف چند عدد و رقم اقتصادی است. به این دوستان توصیه می‌کنم در باره نوع و میزان روابط خارج از چارچوب خانواده و گسترش آن تحقیق بی‌طرفانه کنند. ممکن است باز عده ای به نرخ زاد و ولد بالا در برخی مناطق یا کشورهای فقیرنشین در دهه‌های گذشته کنند، از آنها نیز می‌پرسم آیا درباره وجوه افتراق فرهنگی و انتظارات اجتماعی در این خصوص پژوهش کرده اید؟

  • تیم پژوهشی بررسی علل همه جانبه مشکلات جمعیتی تشکیل شود
  • ایران تا ۲۰ سال آینده جامعه ای پیر خواهد بود که قادر به تأمین نیروی انسانی خود نیست
  • اگر مشکلات جمعیتی حل نشود ناچار خواهیم بود به استقبال از مهاجران کشورهای دیگر و اعطای تابعیت تشویقی به آنها برویم

پیشنهاد شما در همین ارتباط چیست؟

برای برطرف شدن هرگونه شبهه کارشناسی میان رشته ای می‌توان اقدامی بسیار صریح و عملیاتی-پژوهشی داشت. پیشنهاد می‌کنم یک تیم پژوهشی مستقل و بدون علایق و سلایق و ملاحظات کارشناسان و اقتصاددانان و جامعه شناسان دولتی با سطح دسترسی به آمار و ارقام اقتصادی و اجتماعی متناسب تشکیل دهید و بخواهید طی پژوهش ترکیبی از متغیرهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، به شما گزارش همه جانبه از علل شیوع فقر، علل بالارفتن سن ازدواج، میزان ازدواج و علل افزایش طلاق‌های رسمی و عاطفی و علل بی میلی به افزایش فرزندان ارائه کنند.

باور کنید موضوع جدی است. مشکل حتی نزدیک‌تر از روندهای بلندمدت زمانی است. آیا قصد آن داریم تا بیست سال دیگر رسما اعلام کنیم جامعه ایرانی پیر شده است و قادر به تامین نیروی انسانی خود نیست؟ آیا قادر به تامین هزینه‌های زندگی یک جامعه پیر هستیم؟ آیا برای انجام امور جاری و عادی ناچار به پذیرش و شاید استقبال از مهاجران از کشورهای منطقه و حتی مجبور به اعطای تابعیت تشویقی به آنها نخواهیم شد؟

  • نرخ  تشکیل  خانواده،  متغیر  اصلی  ثبات  جمعیتی  است
  • در دهه‌های گذشته احتمالاً حکمرانی اقتصادی، کمترین قیمت یا هزینه را برای توسعه فرزند آوری پرداخته است

بازار فرزندآوری را چگونه تحلیل می کنید؟

در نگاهی مدل یافته، می‌توان تحلیل کرد منافع و مصالح اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و در یک کلام حکمرانی، متقاضی و یا همان طرف تقاضا برای فرزند آوری یا گسترش زاد و ولد یا نیروی انسانی ایرانی است. از سوی دیگر، افراد یا همان زنان و مردان جوان مجرد و یا حتی زوج‌های جوان، طرف عرضه این بازار برای فرزندآوری هستند. در این تحلیل نمادین شما با مقدار و قیمت هر فرزند مورد تقاضا و عرضه در بازار فرزندآوری روبرو هستید. تحلیل ساده اقتصاد خرد به شما می‌گوید به طور طبیعی، طرف تقاضا خواهان قیمت کمتر و مقدار بیشتر است. مفهوم این عبارت این است که در دهه‌های گذشته احتمالاً حکمرانی اقتصادی، کمترین قیمت یا هزینه را برای توسعه فرزند آوری پرداخته است.

 ممکن است با اشاره به سیاست‌های ابلاغی و اسناد بالادستی و بودجه‌های اختصاص یافته این تحلیل را مورد انتقاد جدی قرار دهید اما این قیمت کمتر، در مقایسه با قیمت درخواستی طرف عرضه، بیان می‌شود. ضمن اینکه نرخ‌های تورم، موجب تضعیف جدی مقادیر حقیقی شده؛ اما تحلیل عمیق و مدل سنجی مناسب برای این بازار نیازمند شناسایی متغیرهای اساسی و واسط است. به عبارت دیگر با درنظر گرفتن عامل اساسی فرزندآوری یعنی تشکیل و پایداری خانواده، مسیر روشن‌تری خواهیم یافت.

نرخ تشکیل خانواده، متغیر اصلی ثبات جمعیتی است. باید پذیرفت در اصل این نرخ ازدواج و در کنار آن ماندگاری ازدواج است که منجر به افزایش موالید و رشد جمعیتی خواهد شد. به بیان دیگر افزایش ازدواج و ثبات خانواده احتمال افزایش فرزند را بطور جدی افزایش می‌‌دهد و از سوی دیگر کاهش ازدواج و افزایش طلاق بطور جدی منجر به کاهش نرخ رشد جمعیت خواهد شد. در این مسیر نگاهی به آمار ازدواج و طلاق الزامی است.

طبق آماری که در سال ۱۳۹۹ توسط سازمان ثبت‌احوال کشور منتشر شده است، تعداد ازدواج‌های ثبت‌شده در این سال ۵۵۶ هزار و ۷۳۱ عدد بوده است که نسبت به سال ۹۸ حدود ۴.۴ درصد رشد کرده است؛ اما تعداد طلاق‌های ثبت‌شده در این سال هم رشد قابل توجهی داشته و با وجود تعداد ۱۸۳ هزار و ۱۹۳ عدد طلاق ثبت‌شده در سال ۹۹، میزان رشد طلاق در ایران حدود ۳.۶ درصد نسبت به سال ۹۸ بوده است.

در حقیقت، به ازای هر ۳ ازدواجی که در سال ۹۹ ثبت‌شده، یک طلاق هم به ثبت رسیده و نسبت ازدواج به طلاق در کشور ۳ به ۱ است. بیشتر این طلاق‌ها متعلق به زوج‌هایی بوده که بین ۱ تا ۵ سال از زمان ازدواج آن‌ها می‌گذرد. طبق آمار طلاق در ایران، بیشتر زوج‌ها در پنج سال اول زندگی از هم جدا می‌شوند و رتبه دوم جدایی متعلق به پنج سال دوم زندگی زوج‌ها یعنی بین سال‌های پنجم و دهم زندگی آن‌ها است.

همچنین مقایسه آمار طلاق در ایران و خارج نشان می‌دهد که آیا رشد طلاق و ناسازگاری زوج‌ها و تغییر بینش و نگرش آن‌ها نسبت به زندگی فقط منحصر به ایران است یا در کل جهان آمار طلاق افزایش پیدا کرده است. برای بررسی این موضوع نگاهی به آمار طلاق در سایر کشورها خالی از لطف نیست. در روسیه به ازای هر ۱۰۰۰ نفر آمار طلاق ۴.۷ است و حدود یک سوم ازدواج روسی‌ها در ۵ سال اول با شکست مواجه می‌شود. آمار طلاق در آمریکا به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۲.۵ طلاق است و برای اسپانیا به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۲.۱ طلاق ثبت می‌شود. در بین مردم ترکیه از هر ۱۰۰۰ نفر ۱.۶ طلاق ثبت می‌شود و هند به ازای هر ۱۰۰۰ نفر فقط ۱ عدد درخواست طلاق دارد. در ایران هم به ازای هر ۱۰۰۰ نفر ۲.۳ طلاق ثبت می‌شود که نسبت به جمعیت و ازدواج‌هایی که در کشور ثبت می‌شود قابل توجه است.

حسن درگاهی و همکاران وی در مقاله ای پژوهشی با عنوان عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر طلاق در ایران که سال ۱۳۹۷ در فصلنامه اقتصاد و الگوسازی دانشگاه شهید بهشتی منتشر شده است، با بررسی داده‌های تجربی نتیجه گرفته اند بین بیکاری و تورم و نرخ طلاق، رابطه مثبت وجود دارد. یعنی با افزایش تورم و بیکاری، میزان طلاق در جامعه افزایش یافته است. این محققان همچنین افزوده اند: بر اساس تحلیل عوامل اجتماعی طلاق، افزایش اشتغال زنان با تحصیلات عالی، نرخ طلاق را کاهش می‌دهد. به عبارت دیگر اشتغال زنان تحصیل‌کرده در ایران، با کاهش مشقت اقتصادی باعث ثبات بیشتر خانواده شده است. این نتیجه دوم خود بیانگر تردید جدی در باره پاره ای دیگر از تصورات است که ازدواج سنتی با دختران قبل از تحصیلات عالیه و صرفا خانه دار، موجب استحکام و ماندگاری بیشتر ازدواج خواهد شد. چه بسا اینکه نسل جدید با افزایش بیشتر مشارکت اجتماعی دختران، قادر به تحمل بیشتر مشقات اقتصادی و ماندگاری و ثبات بیشتر خانواده شده است که البته در این باره پژوهش‌های میدانی متعدد مورد نیاز است.

اشتراک این خبر

آخرین اخبار