شفقنا اقتصادی – نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس با اشاره به اینکه ادعای انهدام کامل تولید نفت نهتنها اغراقآمیز،بلکه از منظر فنی فاقد اعتبار است،گفت: صنعت نفت ایران، با وجود محدودیتهای ناشی از تحریم،بر پایه مجموعهای از مزیتهای مهندسی، زیرساختی و ژئواستراتژیک شکل گرفته که آن را در زمره تابآورترین نظامهای انرژی جهان قرار میدهد.
به گزارش شفقنا اقتصادی به نقل از خانه ملت؛ فرهاد شهرکی نائبرئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان “فروپاشی یا تابآوری؟ کالبدشکافی فنی ادعای «انهدام کامل تولید نفت ایران» و مزیتهای مغفول ساختاری”؛به لفاظی های رئیس جمهور آمریکا در خصوص صنعت نفت کشور بطور فنی پاسخ داد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
ادعای مطرحشده از سوی دونالد ترامپ مبنی بر «انهدام کامل تولید نفت ایران»، بیش از آنکه یک ارزیابی کارشناسی باشد، بازتابی از برداشتهای سیاسی فاقد پشتوانه فنی است. چنین گزارهای، با اصول مهندسی مخزن، واقعیتهای زیرساختی صنعت نفت ایران و تجربههای تاریخی این صنعت همخوانی ندارد. تحلیل دقیق این موضوع، مستلزم تفکیک مفاهیم کلیدی نظیر «حبس تولید»، «آسیب سازند» و «الگوی مصرف و صادرات» است؛ مفاهیمی که نادیدهگرفتن آنها به خطای تحلیلی منجر میشود.
پالایش داخلی؛ لنگر تقاضای پایدار و سپر شوکهای صادراتی:
نخستین مؤلفه تابآوری صنعت نفت ایران، برخورداری از شبکه گسترده پالایشی با اتکای حداکثری به خوراک داخلی است؛ مزیتی که در میان بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ منطقه کمنظیر است. در شرایط فعلی، از حدود ۳ میلیون بشکه تولید روزانه نفت خام و میعانات گازی، نزدیک به ۶۰ درصد در پالایشگاههای داخلی مصرف میشود. این ساختار، وابستگی مستقیم به صادرات را بهطور معناداری کاهش داده و امکان مدیریت شوکهای بیرونی را فراهم میسازد.
برنامههای توسعهای اخیر، از جمله افزایش ظرفیت پالایشی و گسترش مینیریفاینریها، عملاً مسیر ارتقای سهم مصرف داخلی به سطوح بالاتر (تا حدود ۷۰ درصد) را هموار کرده است. این شبکه غیرمتمرکز و انعطافپذیر، بهویژه در مواجهه با محدودیتهای صادراتی، قابلیت جذب نفت خام سنگین و میعانات را در داخل کشور افزایش میدهد.
مزیت راهبردی مغفول: یکپارچگی پالایش و پتروشیمی
حرکت نظاممند بهسوی ادغام پالایشگاهها با زنجیره پتروشیمی، یکی از مهمترین اهرمهای خلق ارزش افزوده در صنعت انرژی ایران است. تبدیل برشهای میانتقطیر به محصولات با ارزش افزوده بالا مانند الفینها، نهتنها سودآوری را افزایش میدهد، بلکه «تقاضای داخلی مؤثر» برای نفت خام را نیز تقویت میکند. در کنار این روند، ظرفیت بالای تولید گاز طبیعی و توسعه شبکه گازرسانی، امکان جایگزینی سوخت مایع در نیروگاهها و صنایع را فراهم کرده و از این طریق، نفت خام بیشتری برای تبدیل یا ذخیرهسازی آزاد میشود. این سازوکار، در شرایط بحران صادراتی، نقش یک ضربهگیر مؤثر را ایفا میکند.
مدیریت مخزن و واقعیت فنی چاههای در معرض توقف:
ادعای «انهدام چاهها» در صورت توقف تولید، با مبانی مهندسی مخزن سازگار نیست. در سناریوهای محدودیت صادرات، تنها بخشی از چاههایی که بهطور مستقیم به پایانههای صادراتی متصلاند، ممکن است با پدیده «حبس تولید» مواجه شوند؛ سهمی که برآوردهای فنی آن را کمتر از ۳۰ درصد کل چاههای تولیدی کشور نشان میدهد.
ویژگیهای زمینشناسی مخازن نفتی ایران، بهویژه غلبه مخازن کربناته شکافدار با تراوایی بالا، امکان بازیابی سریع تولید پس از توقف موقت را فراهم میکند. تجربههای تاریخی، از جمله در دوران جنگ تحمیلی اول نشان داده است که با اجرای صحیح برنامههای نگهداشت فشار و عملیاتهای سبک خدمات چاهی (نظیر اسیدکاری یا نیتروژنزنی)، بخش عمدهای از چاهها در بازه زمانی کوتاه (چند هفته تا حداکثر یک ماه) به مدار تولید بازمیگردند. در مورد میادین پیچیدهتر، بهویژه در بخش فراساحل، استفاده از راهکارهایی مانند تزریق گاز، پنجره ایمن توقف را افزایش داده و از بروز آسیبهای برگشتناپذیر جلوگیری میکند.
بنابراین، تعبیر «انهدام» نهتنها اغراقآمیز، بلکه از منظر فنی فاقد اعتبار است و با شواهد تجربی صنعت نفت ایران همخوانی ندارد.
تنگه هرمز و عدم تقارن آسیبپذیری منطقهای:
در هر سناریوی اختلال در تنگه هرمز، الگوی آسیبپذیری کشورهای منطقه بهشدت نامتقارن است. بسیاری از تولیدکنندگان عمده خلیج فارس، بهویژه کشورهایی که فاقد مسیرهای جایگزین صادراتی هستند، با کاهش شدید تولید و درآمد مواجه میشوند. حتی کشورهایی که به خطوط لوله جایگزین دسترسی دارند، به دلیل محدودیت ظرفیت، قادر به جبران کامل صادرات دریایی خود نیستند.
در مقابل، ساختار مصرف داخلی و ظرفیت پالایشی ایران باعث میشود حجم «حبس تولید» در بدبینانهترین سناریو، بهمراتب کمتر از رقبای منطقهای باشد. افزون بر این، ایران از گزینههای عملیاتی متنوعی نظیر تبدیل نفت خام به فرآورده، صادرات زمینی به بازارهای همسایه، استفاده از ناوگان نفتکش بهعنوان ذخایر شناور و توسعه ذخیرهسازی زیرزمینی برخوردار است؛ ابزارهایی که انعطافپذیری سیستم انرژی کشور را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد.
جمعبندی
صنعت نفت ایران، با وجود محدودیتهای ناشی از تحریم و کمسرمایهگذاری، بر پایه مجموعهای از مزیتهای مهندسی، زیرساختی و ژئواستراتژیک شکل گرفته که آن را در زمره تابآورترین نظامهای انرژی جهان قرار میدهد. ادعاهایی نظیر «انهدام کامل تولید»، بیش از آنکه تحلیلی فنی باشند، بازتابی از اغراض سیاسی و نادیدهگرفتن واقعیتهای پیچیده این صنعتاند. واقعیت آن است که ساختار چندلایه و هوشمندانه صنعت نفت ایران، نهتنها در برابر شوکها فرو نمیپاشد، بلکه با بهرهگیری از ظرفیتهای درونی، توان سازگاری و بازیابی بالایی از خود نشان میدهد.